شنبه, ۵ خرداد , ۱۳۹۷
تاريخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۹۴
کد خبر: 3261

به گزارش رومشکان نیوز:

p1

به گزارش رومشکان نیوز : به مناسبت دهه مبارک فجر جلسه نقد کتاب :تاریخ،فرهنگ وتمدن ایران در دوره پهلوی اول «رضاخان میرپنج» در اداره کتابخانه های عمومی شهرستان رومشکان برگزار گردید.

در این جلسه ، دکتر سبحان بازوند (دانشجوی دکترای تاریخ ایران دوره اسلامی از دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)قزوین) ، استاد اسدالله بازوند (پژوهشگر وکارشناس ارشد تاریخ ودبیر تاریخ دبیرستان های شهرستان رومشکان) ، عیسی طولابی (کارشناس ارشد تاریخ انقلاب اسلامی و رئیس اداره کتابخانه های عمومی شهرستان رومشکان) ، ، نصرت اله همتی (رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رومشکان) ، علی علیپور (فرهنگی) ، سعید عله زاده (دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه قم) حضور داشتند و کتاب فوق مورد نقد و بررسی قرار دادند و به بیان دیدگاهها و نظرات خویش درباره کتاب از مناظر مختلف پرداختند.

p1

p3

p2

 

متن نقد شده به شرح ذیل می باشد:

p3

نقد کتاب : تاریخ ،فرهنگ وتمدن ایران در دوره پهلوی اول«رضاخان میرپنج»

عنوان روی جلد: تاریخ، فرهنگ وتمدن ایران در دوره پهلوی اول«رضاخان میرپنج»

نویسنده: عباس قدیانی

ناشر: فرهنگ مکتوب

محل نشر: تهران

تعدادصفحات:۲۶۳

شابک:  ۹-۳۱-۸۸۳۹-۹۶۴-۹۷۸

چکیده: کتاب فوق پژوهشی مختصر وکلی است درباره تاریخ ،فرهنگ وتمدن ایران در دوره پهلوی اول.نویسنده ،کتاب را درپنج فصل به نگارش درآورده است واز زمان تولد رضاخان و ورود وی به قزاقخانه تا مرحله پادشاهی واقدامات وفعالیت های سیاسی ومذهبی وی وتا سقوط وی را در بر می گیرد. در فصل دوم اشاره ای به سلطه ی دولت انگلستان در ایران رفته است و سرانجام کتاب با استعفای رضاخان از قدرت وتبعید وی خاتمه می یابد.

متن نقد:

کتاب معرفی شده فاقد ساختارپژوهشی می باشد یعنی فاقد فرضیه (یا فرضیه ها)،سوالات اصلی وفرعی،موانع ومشکلات سر راه نوشتن کتاب،نتیجه گیری،عمل وانگیزه های شخصی نویسنده در راه نگارش است.

همانطوریکه از عنوان کتاب برمی آیدنویسنده فقط به توصیف مسائل عصر پهلوی پرداخته واز تحلیل رویدادها ومسائل مهم روی داده در آن عصر به نحو آشکاری استنکاف ورزیده است.

فصل اول کتاب باتوجه به عنوان انتخاب شده برای آن غیر لازم و ضروری می باشد.نویسنده در این فصل بیشتر به زندگی خصوصی پهلوی اول پرداخته،از جمله اطلاعاتی در مورد همسران رضاشاه وفرزندان وی دارد.این فصل که حجم عمده ای از کتاب را در بر می گیردشامل اطلاعات غیر ضروری است.وبهتر آن بود که نویسنده در مورد چگونگی رشد وبالندگی پهلوی اول اطلاعات مفیدتری ارائه می داد واز تکرار مکرراتی که در اکثر کتب در مورد سرسلسله پهلوی، موجود است خودداری می نمود.

فصل دوم کتاب به بررسی قرارداد ۱۹۱۹م و کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ش پرداخته است که در مورد این دو مساله اطلاعات فراوانی وجود دارد.ولی متاسفانه در مورد قرارداد۱۹۱۹م شخص نویسنده اطلاعات کافی را به خواننده ای که با این قرارداد آشنایی ندارد،ارائه نمی دهدوفقط به ذکر این چند جمله بسنده کرده است:«ایران با ایران قرارداد و اجرای آن تحت الحمایه انگلستان می شد.»نویسنده در مورد این استدلال خود هیچ مدرک ویا سندی دال براثبات این امر نمی دهد.و هیچ اثری از مفاد این قرارداد در کتاب دیده نمی شود تا خواننده بر اساس آن وتعهدات دو طرف ،نتیجه گیری لازم را داشته باشد. در مورد کودتای ۱۲۹۹ش نیز مولف کتاب هیچگونه اطلاعات جدیدی ارائه نمی دهد و در نوشتن این قسمت از کتاب از منابع ومآخذ بسیار اندکی استفاده نموده است که به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد و از اسناد مربوط به این واقعه هیچگونه اثری در کتاب نیست.و درمورد دلایل دولت بریتانیا برای انجام کودتا در ایران و روی کار آوردن رضاخان نیزهیچ صحبتی به میان نیامده است به جزء شکست قرارداد۱۹۱۹٫

نکته مهمی که در جای جای کتاب وبخصوص در فصول دوم وسوم دیده می شود عدم استناد ورفرنس دهی مطالب مهم است از جمله :صفحه ی۱۲۰ پاراگراف دوم که می گوید:اقدام های رضاخان در دوران تصدی وزارت جنگ،منجر به طرح استیضاح او در مجلس به رهبری آیت الله سیدحسن مدرس شد اما رضاخان با طرح شایعه استعفای خود وصحنه سازی، طرفدارانش را علیه مجلس تحریک کرد و مخالفان را مورد ضرب وشتم وارعاب قرار داد.»یا در ادامه که در مورد تیمور تاش،علی اکبر داور،تقی زاده،تدین وسلیمان میرزای اسکندری صحبت به میان آورده بدون هیچ گونه دلیل وسند ومدرک محکمی شروع به بدگویی از آنان نموده است.نکته حائز اهمیت در این موارد عدم رفرنس دهی است که به شکل واضحی از اعتبار کتاب به حد زیادی کاسته است.نکته دیگر عدم وجود تحلیل از شخص نویسنده در مورد مسائلی به این مهمی است.

درفصل چهارم کتاب در مورد علت وجودی ارتش چنین آمده است:«اما ارتشی که او بنیان نهاد تنها برای ترساندن وسرکوب مخالفان داخلی،چپاول وغارت ایلات وعشایر واستحکام پایه های حکومت فرد شکل گرفته بود وبه هیچ وجه ارتشی ملی ومقتدر نبود تا در برابر قوای بیگانه  کارآیی داشته باشد.ص۱۴۲»مولف کتاب یا بطور عمدی یا سهوی این نکته را نادیده گرفته است که قبل از روی کار آمدن رضاخان چیزی به نام ارتش عملاً وجود خارجی نداشته است یا اگر هم بوده  تعداد آنها به هزار نفر نمی رسیده است.چه خوب بودکه نویسنده در این مورد کمی عمیق تر به قضیه نگاه می کرد و از ناامنی هایی که در سراسر کشور وجود داشت ولازمه سرکوب آنها وجود ارتشی ولو غیر کارآمد (ببرکاغذی) بود صحبت به میان می آورد.

از دیگر نکات می توان به این نکته اشاره نمود که مولف می توانسته از اسناد موجود درباره ی عصر پهلوی استفاده بیشتری نماید، به جزء چند مورد معدود استفاده چندانی از اسناد نشده است  همچنین از نکات واسناد موجود در کتاب برداشت علمی نشده است و می توان گفت این اسناد چندان مهم نبوده اند و یا اگر بوده اند شخص نویسنده عاجز از برداشت مطالب آنها بوده است از جمله سند صفحه ی۱۳۸ یا سند صفحه ی۱۲۶٫

در مجموع می توان گفت کتاب به توصیف عصر پهلوی پرداخته است واثری از تحلیل در آن دیده نمی شود ونویسنده دنبال رو کسانی بوده است که در این مورد کتاب نگاشته اند.کتاب از نظر علمی در سطح پایینی قرار دارد از کمبود رفرنس دهی گرفته تا کمبود اسناد ومدارک علی الخصوص مدارک آرشیوی با توجه به وفور این گونه اسناد وعدم ارائه تحلیل در مورد وقایع مهم عصر رضاخان.و با احترام به نویسنده محترم وزحماتی که در این راه کشیده اند اما به هیچ وجه خواندن این کتاب به دانشجویان رشته تاریخ توصیه نمی گردد.اما خواندن آن برای کسانی که آشنایی چندانی با این دوره از تاریخ کشور ندارند به شرط عدالت در رعایت آن ،توصیه می گردد.

از نقاط قوت کتاب هم می توان به پیوست ها علی الخصوص قسمت کابینه های آن اشاره نمود.


نظرات کاربران
  1. fsb می‌گه:

    خیلی خوب بود
    +
    ۳

جدید ترین اخبار

اخبار تصادفی